فرش قرمز زیر پای کتاب

روزنامه عصر مردم چاپ شیراز پنجشنبه در شماره 5924 یادداشتی با عنوان 'فرش قرمز زیر پای کتاب' به بهانه پانزدهیمن نمایشگاه کتاب استان فارس منتشر کرده است.

در این یادداشت به قلم اسماعیل عسلی آمده است: برای پی بردن به تفاوت‌های موجود میان نوشته و سخنرانی باید گشت و گذاری توأم با تأمل در فضای فرهنگ شفاهی و فرهنگ مکتوب داشته باشیم تا به ارزش کتاب و مطالعه و فرهنگی که نتیجه‌ کتابخوانی است پی ببریم.
تقدم گوش سپردن به سخنرانی یک طرفه نسبت به مطالعه آثار مکتوب از نشانه‌های فرهنگ شفاهی است و معمولاً کسی که سخن می‌گوید نسبت به کسی که می‌نویسد بیشتر مرتکب خطا می‌شود و دقیقاً به همین دلیل است که سخنرانان دانا در عین برخورداری از اعتماد به نفس بالا و اشراف بر موضوع، ترجیح می‌دهند قبل از ایراد سخنرانی یادداشت‌برداری کنند و ترتیب و قاعده‌ای بر ای سخنان خود قائل شوند. چرا که سخنران گاهی تحت تأثیر هیجانات نشأت گرفته از بطن و محتوای سخن و یا در واکنش به ابزار احساسات مستمعین، دست و پای خود را گم می‌کند و به دام اغراق، مهمل‌گویی و پرگویی می‌افتد و احتمال خطایش افزایش پیدا می‌کند.
از جمله آفات سخنوری این است که همواره بخشی از آنچه شنیده می‌شود فراموش می‌گردد و بخشی از آن بد فهمیده می‌شود.
در مجالس سخنرانی عده‌ای می‌روند و عده‌ای می‌آیند و طبیعی است که موفق به درک کامل سخنرانی نمی‌شوند. بیشترین تکذیب‌ها و تردیدها و پوزش‌ها به سخنرانی مربوط می‌شود به آثار مکتوب کسانی که در مراسم یادبود درگذشتگان ناگزیر به ایراد سخنرانی هستند از رفت و آمدها و بی‌توجهی‌ها و توجه محدود و مقطعی مخاطبان رنج می‌برند و کمتر اتفاق افتاده که در چنین مجالسی بتوان یک سخنرانی مبسوط و درست و حسابی ایراد کرد.
در چنین مجالسی آنچه قابل شنیدن و دنبال کردن است نکات کوتاه و متنوع و پراکنده است. از همه‌ اینها گذشته تأثیر سخن به دلیل همراهی با احساسی که گوینده به آن تزریق می‌کند در ابتدا بسیار بالاست و به تدریج از تأثیرش کاسته می‌شود. سخنرانان معمولاً پس از مخاطب‌سنجی به انتخاب و طرح موضوع می‌پردازند.
به همین دلیل سخنرانی در جمع افراد کم‌اطلاع و کسانی که بیشتر برای بهره‌مندی از ثواب اخروی در برخی محافل شرکت می‌کنند و اساساً کاری به محتوای سخن ندارند، بسیار آسان است و برعکس سخنرانی در جمع اهل علم و مطالعه که برای وقت خود ارزش قائل هستند و همواره نگاهی منتقدانه و توأم با تحلیل به شنیده‌ها و دیده‌های خود دارند خیلی دشوار است. این روزها برعکس گذشته اغلب سخنرانان از ترس اینکه مبادا سخنانشان توسط وسایل گوناگون ارتباطی ضبط و برای همگان پخش شود خیلی احتیاط می‌کنند و کسانی که به این موضوع مهم توجه نداشته باشند سخن توأم با تصویر آنان اسباب تفرج و سرگرمی و خنده‌ این و آن می‌شود.
سخنران می‌تواند حرف دیگران را تکرار کند مثل بسیاری از سخنران‌هایی که کتاب “گفتار” مرحوم فلسفی را از بر کرده‌اند و با افزودن یک مقدمه‌ عربی به ابتدا و انتهای آن و گرفتن چند صلوات از حضار و طلب مغفرت برای رفتگان و طلب عافیت برای برجای ماندگان سر و ته یک مجلس را به هم می‌آورند!
اما یک نویسنده اگر بخواهد کتاب دیگران را رونویسی کند با موانع عرفی و قانونی زیادی مواجه می‌شود اگر چه در این دور و زمانه از این جور اتفاق‌ها هم کم نمی‌افتد ولی بالاخره در درازمدت دست کپی‌بردارها رو می‌شود.
کسی که سخنرانی می‌کند خود را موظف نمی‌داند که حرف‌های مستدل و مستند بزند و ما معمولاً این قدر که دری‌وری می‌شنویم، دری‌وری نمی‌خوانیم.
چون نه تنها نویسنده بلکه تایپیست و ویراستار و ناشر و مقدمه‌نویس و تأیید کننده مطلب برای چاپ و … در چندین مرحله یک نوشته را از نظر می‌گذرانند و بیشتر ایرادهای آن را برطرف می‌کنند. کسی که سخنرانی می‌کند سند دست مردم نمی‌دهد و چه بسا خطای خود را ناشی از گونه‌ای اشتباه در تلفظ توصیف کند و از مهلکه بگریزد اما نویسنده نمی‌تواند نوشته‌ی خود را انکار کند.
نویسندگی با وجود شباهت‌هایی که به سخنرانی دارد اما به دلیل برخی ویژگی‌ها از آن متمایز می‌شود. کسی که فاقد سواد باشد ممکن است بتواند سخنران خوبی باشد اما نویسنده‌ خوبی نخواهد بود.
نویسنده قبل از به کمال رسیدن و دست به قلم شدن باید صدها و بلکه هزاران کتاب مطالعه کرده باشد و حداقل معطل انشاء و املای کلماتی که می‌نویسد نباشد.
اگر دقت کنیم نظم و قانون و منطق و مناسبات حساب شده‌ اجتماعی در کشورهایی که سالهاست در فضای فرهنگ مکتوب تنفس کرده‌اند بیشتر به چشم می‌آید و در کشوری نظیر ایران که چیزی حدود صد سال آن هم به صورت جسته و گریخته و زیر سایه‌ استبداد و دیکتاتوری و سانسور فرهنگ مکتوب را تجربه کرده، نظم و قانون و منطق و مناسبات حساب شده‌ی اجتماعی با موانع زیادی مواجه هستند. به همین دلیل در چنین فضایی مطالبه‌گری کار بسیار دشواری است و معمولاً از مجاری قانونی هم صورت نمی‌گیرد.
در جوامعی که هنوز تحت تأثیر فرهنگ شفاهی هستند شایعه‌پراکنی، یک کلاغ، چهل کلاغ، ترور شخصیت، دروغ، تهمت، توهین و سخنان فاقد منطق زیاد رد و بدل می‌شود و مردم عموماً خیلی زود جوگیر می‌شوند و موج‌سواری در تمامی زمینه‌ها خیلی رواج دارد. کسانی که در فضای فرهنگ شفاهی تنفس می‌کنند به فکر کردن عادت ندارند.
حاکمیت فرهنگ شفاهی مردم را سهل‌انگار، زودباور و احساسی بار می‌آورد که خوش‌بینی‌ها و بدبینی‌های افراطی دامن آنها را می‌گیرد از ویژگی‌های فرهنگ شفاهی یکی این است که همه چیز را به رنگ خود در می‌آورد. برای نمونه هر چند انتظار می‌رفت با ورود تلفن همراه به جامعه شاهد تبادل نظر بیشتر، مشورت روزافزون، همگرایی و هم‌افزایی و نهایتاً هماهنگی هر چه بیشتر مردم باشیم اما متأسفانه هم اکنون اغلب مردم از تلفن همراه در راستای اقتضائات فرهنگ شفاهی استفاده می‌کنند و حتی جملاتی که رد و بدل می‌شود نیز محاوره‌ای است به طوری که گاه غلط‌های لفظی و مصطلح نیز به پیامک‌ها راه پیدا می‌کند! تلفن همراه به سرعت انتقال شایعات کمک کرده و سخن‌چینی و غیبت و تهمت و سرکشی به حریم خصوصی این و آن در قالب جدیدی رخ نموده است.
هر چند از برخی جهات نیز موجب گردیده تا مهمل‌گویان و دروغ‌پردازان و هتاکان دست و پای خودشان را جمع کنند و رفتاری توأم با احتیاط داشته باشند مبادا فیلم رفتار آنها در شبکه‌ی مجازی دست به دست شود و موجبات آبروریزی را فراهم کند. به هر تقدیر دعوت به مطالعه و کتابخوانی در واقع به منزله‌ پهن کردن فرش قرمز زیر پای فرهنگ مکتوب است. باید پذیرفت مردم ما تا زمانی که از طریق فرهنگ مکتوب وادار به تفکر نشوند همچنان با خرافات، قانون‌گریزی، اتلاف وقت و نان و آب و فرصت‌ها، شایعه‌پذیری، همراهی با موج‌سواران بی‌اعتنا به حافظه تاریخی و … روزگار می‌گذرانند.
یکی از فرصت‌سوزی‌های صورت گرفته پیش از رواج وسایل نوین ارتباط جمعی، نهادینه نشدن فرهنگ کتابخوانی در جامعه ماست و همین امر موجب گردیده که وسایل نوین ارتباط جمعی نیز با معیارهای فرهنگ شفاهی مورد بهره‌برداری قرار گیرند. اینجاست که می‌بینیم پس از رواج وسایلی نظیر اینترنت و تلفن همراه شاهد کاهش تیراژ کتاب‌ها و روزنامه‌ها هستیم و بیشتر کتاب‌هایی هم که با تیراژ بالا به چاپ می‌رسند از حمایت مادی دولت و برخی نهادهای فرهنگی و آموزشی و تربیتی برخوردارند و با قیمتی پایین به فروش می‌رسند و رویکرد به آنها خودجوش نیست.
برگزاری نمایشگاه‌های کتاب موجی ایجاد می‌کند که نگاه به مطالعه را تغییر می‌دهد و همین که مردم با گشت و گذار در غرفه‌های نمایشگاه به این باور برسند که دستیابی به بسیاری از آرمان‌ها در گرو تفکر توأم با مطالعه است گام بلندی برداشته‌اند.
7368/ 2027
دریافت کننده: حمیدرضا خلیقی ** انتشاردهنده: سیداحمد نجفی


[ منبع این مطلب سایت ایرنا، فرهنگی می باشد، برای مشاهده متن اصلی مطلب روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «فرش قرمز زیر پای کتاب» اینجا کلیک کنید. توضیحات:
مطلب فوق در سایت ایرنا، فرهنگی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.
X